تبليغاتX
ღ ღ ماجراهای بهار خانومی و آقای همسرღ ღ
ღღيا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينكღღ
 

 


سلام دوستاي گلم اول از همه از همتون معذرت ميخوام

 که به مدت نتونستم وبلاگ رو به روز کنم 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:59  توسط ღ خانومیღ  | 

 

 

وقتي دلتنگ شدي

به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره

وقتي نااميد شدي

به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

وقتي پر از سکوت شدي

به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه

وقتي دلت خواست ازغصه بشکنه

به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:58  توسط ღ خانومیღ  | 

 

مثل نسيمي زود گذر ميگذرد اين دنيايم........

نميدانم ؟ سهم من از اين زندگي به ظاهر زيبا چيست....

سهم من از اين دنيا چيست خدايم؟

.................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:57  توسط ღ خانومیღ  | 

 

تواناترین کلمه "دانش"است... آن رافرآگیر. محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش. سمی ترین کلمه "غرور"آست... بشکنش. سست ترین کلمه "شآنس"است... به آمید آن نبآش

با شجاعت به سوي هدف قدم بردار و از انتقاد ديگران مهراس . خداوند در شبهاي بي خوابي با تو خواهد بود و قطرات اشك را با *عشق خود * از گونه هايت خواهد زدود خداوند با شجاعان است....


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:56  توسط ღ خانومیღ  | 

 



این سبد گل

تقدیم به همسر عزیزم که از دنیا برام با ارزشتر است :

عزیزم...ای عزیزی که به قلبم امدی

و کلبه ی  تاریک دلم را روشن کردی ... امروز روز توست

و من بهار مقدس تو که همیشه دوستش داشتی

میگویم و فریاد میزنم امروز و فرداها ... که ای شریک لحظه هایم ... ای تکیه گاهم

دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوستت دارم ...

و میگویم امروز ... ای هم نفسم ... روزت مبارک.....

  (روز مرد رو به بابای خوبم و همسرم تبریک میگم)

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:55  توسط ღ خانومیღ  | 

 

حرف های ما هنوز نا تمام...

تا نگاه میکنی

وقت رفتن است.

باز هم همان حکایت همیشگی 

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود.

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

               چقدر زود

                                 دیر میشود!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:54  توسط ღ خانومیღ  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:53  توسط ღ خانومیღ  | 

 

   آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند

آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست، بخند ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:52  توسط ღ خانومیღ  | 

 

 نه گنهکاریم و نه بی تقصیر

من و تو بازیچه تقدیریم

هر دو در بیراهه بیرحم عشق

با دل و احساس خود در گیریم

بیشتر از همیشه دوستت دارم

 گرچه از تو  و غعاشقی دلگیرم

زیر آوار فرو ریخته عشق

از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم

تو که همدردی مرا یاری ده

اگر عشق با ما سر یاری نداشت

تو به من قول وفا داری ده

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:50  توسط ღ خانومیღ  | 

 

 

بر شانه ام ای شاخه نیلوفرینم تکیه کن

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

.........

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:49  توسط ღ خانومیღ  | 

خدايا! به من زيستني عطا كن

كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است

حسرت نخورم و مردني عطا كن

كه بر بيهودگي اش سوگوار نباشم. 

                                                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:48  توسط ღ خانومیღ  | 

 

  .............................................................

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:40  توسط ღ خانومیღ  | 

 

JavaScript Codes